یاغی مخالف سینمای جبر ایران در سال های اخیر است


امیر ابیلی در یادداشتی به نقد و بررسی سریال «یاغی» به کارگردانی محمد کارتا پرداخته است.


به گزارش ایلنا، متن یادداشت امیرابیلی نویسنده و منتقد سینما به شرح زیر است:


پیش از این در زمان اکران شنای پروانه نوشتم که فیلم محمد کارت بیش از یک دهه است که با سینمای اجتماعی ایران در تضاد بوده است. سینمای اجتماعی حداقل از اواسط دهه 1980 در ایران یک «سینمای منفعل» بوده است. سینماهای تصویری اجباری که فعالیت خاص خود را ندارند. شخصیت هایی که در دایره جبر اجتماعی و جغرافیایی به دام افتاده اند. سینمایی که در آن شخصیت ها ابژه هستند نه سوژه و هیچ تصویری نمی تواند سرنوشت آن را تغییر دهد و تنها «نظاره گر» سرنوشت محتوم خود است.


حالا و بعد از جدی گرفتن یاغی، می توان گفت که مضمون «شنای پروانه» اتفاقی نیست و یاغی در همین راستا علیه سینمای جبر ایران کار می کند. یاغی مانند فیلم های مستند و خط اول فیلمی حاشیه ای است نه متنی. جنوب شهر سینما و لاتاس که با جزئیات زیاد اتفاق می افتد، اما مهم این است که کارت قهرمان است. جاوید نه تنها منفعل است و به وضع موجود احترام می گذارد، بلکه یک «مبارز» نیز هست. افرادی که با مشکل مواجه می شوند و دچار مشکل می شوند. اکسیر مورد نیاز سینمای ایران است. فیلم های خونین و گرم با قهرمانانی که با شرایط مبارزه می کنند. شخصیت هایی که از شرایط محیطی خود دست بر نمی دارند و می خواهند بهتر زندگی کنند. قهرمانان خطر و ریسک و هزینه.


این یک فیلم واقعی است. سینمایی که بینندگانش نگران سرنوشت قهرمان هستند و با هر موفقیتی احساس موفقیت می کنند. سینمایی امیدوارکننده اما نه خنثی و سفارشی. در حاشیه شهر با تمام مشکلات و تضادهایش می گذرد و نقد جدی هم دارد اما بینندگان را به انفعال و ناامیدی و پشیمانی دعوت نمی کند. و چه کسی نداند که هیچ فرمول دیگری برای یک فیلم داستان سرای واقعاً مخاطب پسند وجود ندارد. قهرمان را شناسایی کنید، هدف و نیاز و همچنین موانع سر راه را مشخص کنید. تقابل قهرمان و ضدقهرمان؛ «جاوید» و «عاصی قولق». اما چرا فیلم ایرانی سال هاست که همین فرمول را کنار گذاشته و تصمیم گرفته هر سال تماشاگران بیشتری را از دست بدهد؟ سینمایی با حضور جمسید هاشم پور، فریبرز عربونیا و ابوالفضل پورعرب در دهه 60 و 70 که عموماً قهرمانانی بودند که شرایط را قبول نداشتند و برخلاف اجبار و عرف عمومی و معمولاً همینطور عمل می کردند. حومه و طبقات جنوب شرقی نیز نشان داده شده است. حتی بعدها فیلم های دختر و پسری چون آوازگو و … با حضور ستارگان جدید هیچ نشانی از انفعال در سینمای ایران در دهه 90 نداشت.


مشکل اینجاست که در سال‌های اخیر که نقد فیلم مأیوس‌کننده و ظالمانه شده است، تصور می‌شود که صحبت از بستن هر نقدی است. وقتی صحبت از سینمای امید و پیشرفت می شود، آیا سینمای ایران فیلمی شاد و شاد به حساب می آید که در آن امید به عرف القا شده است. نه، اتفاقا امید واقعی به تصویر کشیدن تلخی ها و مشکلاتی است که از دل برمی خیزد. بدون به تصویر کشیدن حومه شهر و دزدان و قهرمانانی مانند عاصی قولک، تلاش قهرمان فیلم برای فرار اساسا بیهوده است. دلبستگی به سینمای واقعی و سینمای قهرمان اساساً چسبیدن به سینمای امید است. قهرمانی که هدف دارد طبیعتا امید دارد.


بنابراین «شورش» به مسیر برگشته است. اثری گرم و نشاط آور با قهرمانی همدل. سریال کارت البته تا سری پنجم یک کار مهم دیگر (نمی دانم بعد از این داستان در کدام مسیر قرار خواهد گرفت) انجام داده و آن تولد دوباره ژانر ورزشی است. ژانری که در این سال ها همواره در برخی از تجارب سینما و تلویزیون ایران محبوب و موفق بوده و معلوم نیست چرا در ایران تا این حد ناموفق است و یاغی تاکنون پتانسیل بالای این ژانر را به نمایش گذاشته است. برای جاذبه مخاطب وجود دارد.


البته علیرغم تحسین «سرکش» و رویکرد کلی محمد کارت در آثارش; چه داستانی و چه مستند، نباید از این جمله غافل ماند که «سرکش» در این پنج قسمت کنایه و روایی زیادی دارد. به یاد داشته باشید که بخش اصلی یک داستان عشق ابدی و ابدی است. کهن الگوی قدیمی یک پسر و دختر فقیر از عشق درجه یک و تلاش برای رسیدن به یک عزیز. اما فیلم با داستان شناسنامه و هویت ابدی شروع می شود و 2-3 قسمت طول می کشد (همان قسمت اول دو قسمت است) خب اگر کل داستان شناسنامه را حذف کنیم، بیشتر برای داستان؛ عشق جاودانه و ابرها و مقاومت خانواده ابرها و … اتفاق می افتد؟ داستان شناسنامه در قسمت اصلی یک زیربخش است اما سریال به اشتباه از این زیربخش شروع می شود. این یک نمونه از این است که چگونه این 5 سریال (در واقع 6 سریال) می توانستند 3-4 پخش شوند و سریال های ریتم بهتری داشته باشند. به نظر می رسد محمد کارت مجذوب جزئیات رابطه جنوب شهر و گروه پوستی آنهاست که حضورشان در درام ضروری نیست.


انتهای پست/