چرا بهتر از خود مراقبت نمی کنیم؟

جدی ما هر 6 هفته یکبار موهای خود را کوتاه می کنیم، فیلترهای سیستم آب خود را هر بار که چراغ قرمز روشن می شود، تعویض می کنیم، روغن را هر 3000 مایل عوض می کنیم، عرشه خود را با فشار شستشو می دهیم، لاستیک های خود را می چرخانیم. ما بهتر از مراقبت از خود از چیزهایمان مراقبت می کنیم

چرا بلند شدن از مبل و پیاده روی اینقدر سخت است؟ یا رفتن به باشگاه؟ یا دکتر استخدام کنم؟

چه چیزی ما را از مراقبت بهتر از خود باز می دارد؟

در واقع، از بسیاری جهات، تقصیر ما نیست.

یک دلیل این است که مغز ما به این شکل سیم کشی شده است. مغز ما آینده نگر است و همیشه بر کارایی متمرکز است. هر الگوی رفتاری که برای خود ایجاد کرده‌ایم – مثلاً 8 ساعت در روز پشت میز گیر کردن – همان الگوهایی هستند که به طور خودکار به آنها بازمی‌گردیم. و هر چه بیشتر آنها را تمرین کنیم (40-50 ساعت در هفته و چند سال؟)، الگوها عمیق تر می شوند و تغییر آنها را دشوارتر می کند.

بخش دیگر یک قانون ساده فیزیک است: جسمی که در حال سکون است در حالت سکون می ماند مگر اینکه نیروی خارجی بر آن اثر بگذارد. مغز ما به سادگی از انرژی استفاده نمی کند مگر اینکه لازم باشد. یک نیروی بیرونی می تواند چیزهای مختلفی باشد: سگ بدجنسی که ما را در خیابان تعقیب می کند، عروسی آینده، جمع شدن خانواده یا تعطیلات، یا خبر بد از پزشک. هر چیزی که برای زنده ماندن ضروری تلقی شود، ناخودآگاه یا در نهایت آگاهانه، همان اقدامی خواهد بود که انجام می دهیم.

اما من فکر می کنم بیشتر وجود دارد.

مردم همیشه داستان می گویند، بیشتر آنها برای خودمان، اما آیا آنها حقیقت دارند؟ وقتی صحبت از بهبود سلامت و تناسب اندام می شود، داستان ها اغلب اینطور نیستند. آنها ترسناک هستند و مانند خطری که در بر دارند، شکل یک سوال را به خود می گیرند. ما جواب را می دانیم، اما باز هم می پرسیم: آیا اگر به تناسب اندام برسم، آیا تمام دوستانم را که نتوانسته اند از دست بدهم؟ آیا من لایق موفقیت هستم؟ مردم در مورد من چه فکری خواهند کرد؟ اگر من سلامتم را بهبود ببخشم اما شریک زندگیم بهبود نیابد چه؟ چه اتفاقی برای رابطه ما می افتد؟ اگر ظاهرم را تغییر دهم، توجه زیادی به من می شود. این چه حسی برای من خواهد داشت؟ آیا از آن لذت خواهم برد این ستایشگران جدید چه نوع افرادی هستند؟ چرا قبلا هیچ توجهی به من نداشتند؟ و بزرگترین چیز: اگر آن را بمکم چه؟ اگر شکست بخورم چه می شود

اما جدا از چیزهای ترسناک، دریافت این نوع کمک یک فرآیند منحصر به فرد است. اول از همه، تناسب اندام یک خدمت است، اما کار برای شما یا بر عهده شما انجام نمی شود. تو باید خودت انجامش بدی. شما همچنین باید در مورد آنچه که نیاز دارید و چگونه آن را بدست آورید وضوح داشته باشید، یا شاید فقط بدانید که امکان بهبود وجود دارد. سلامتی ما می تواند بسیار آهسته و بی سر و صدا بدتر شود. بسیاری از بیماری های مزمن ما (بیماری قلبی، نوع 2، فشار خون بالا) 12 تا 15 سال قبل از اینکه در مطب پزشک ظاهر شوند، به تصمیمات بد نیاز دارند. این واقعاً نیروی “بیرونی” را برای شما فراهم نمی کند تا زمانی که خیلی دیر نشده است.

اگر در گذشته سعی کرده اید تناسب اندام و سالم تری داشته باشید، اما به رفتار قبلی خود بازگشته اید، این شکست تلاش مجدد را بسیار سخت تر می کند، حتی اگر شکست تقصیر شما نبوده باشد (و معمولاً اینطور نیست – در واقع طبیعی است (به طور متوسط ​​۷ تلاش برای موفقیت لازم است).

هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که ما نمی توانیم تغییر کنیم. این فقط به این معنی است که سخت تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم. وقتی جوان هستیم، قدرت و تناسب اندام و سلامتی خود را بدیهی می دانیم زیرا سال هاست که انتخاب های ضعیف ما مورد توجه قرار نمی گیرند و فکر می کنیم همه چیز خوب است. اما دیر یا زود، اگر بخواهیم خوب پیر شویم و نه فقط پوسیدگی، باید عمل کنیم. اگر آماده پذیرش سلامتی و تندرستی هستید، داروها را کنار می گذارید و قوی تر می شوید، اکنون زمان مناسبی برای شروع است. درک کنید که این یک تعهد مادام العمر است. روی آموزش مغز خود با الگوهای جدید کار کنید. در ابتدا سخت است، اما آسان تر می شود. برای حفظ خودم، همیشه دعای یک خطی را که سال ها پیش شنیده بودم به یاد می آورم: «تا زنده ام نگذار بمیرم».

رژیم لاغری سریع