هاروارد از روی “کشیش” ملحد و کوسه پرید



شایعه شده است که دانشگاه هاروارد اولین کشیش ملحد در تاریخ را انتخاب کرده است. بله درست است. گرگ اپستین ، خودخوانده “خاخام انسان دوست” ، به عنوان روحانی برای جامعه مذهبی آیوی فوق العاده انتخاب شده است.

در مورد پرش کوسه صحبت کنید.

اپستین ، که در هاروارد به کافران و سالکان غیرمذهبی خدمت می کرد ، به عنوان “یک ملحد مومن” توصیف شد. اما او تمام تلاش های علمی خود را در یکی از بهترین کالج های آمریکا هماهنگ خواهد کرد.

او به نیویورک تایمز گفت: “تعداد فزاینده ای از مردم وجود دارد که دیگر با هیچ سنت دینی خود را نمی شناسند ، اما هنوز احساس می کنند که ما واقعاً به گفتگو و حمایت در مورد معنای انسان خوب بودن و زندگی اخلاقی نیاز داریم.” گروه متنوعی از روحانیون دانشگاه هاروارد ، جامعه ای حرفه ای که نماینده سنت های مذهبی متعدد جهان است ، به اتفاق آرا Epstein را به عنوان نماینده آنها انتخاب کردند.

ببینید ، من به عنوان اسقف کاتولیک انکار نمی کنم که بسیاری از جوانان در بی اعتقادی و اختلافات مذهبی فرو رفته اند. امروزه از هر پنج آمریکایی یک نفر خود را “معنوی اما نه مذهبی” توصیف می کند و نظرسنجی ها نشان می دهد که این گروه جوان ، تحصیل کرده و لیبرال هستند.

البته ، کلیساها باید به این جمعیت دسترسی داشته باشند ، از جمله حمایت از گفتگوها ، حمایت از انجمن های فلسفی یا حمایت از انجمن های پیتزا و آبجو که دانش آموزان در مورد مسائل اخلاقی و معنوی بحث می کنند. و اگر هاروارد می خواست یک کافر را برای نظارت بر این اختلالات تعیین کند ، مدرسه از من بحثی نمی گرفت.

چی انجام دادن چیزی که من را آزار می دهد تسلیم کامل و غم انگیز رهبر مذهبی هاروارد است که این مرد را انتخاب کرده است. اگر یک ملحد به عنوان یک روحانی ، یعنی رهبر خدمات مذهبی در یک نمازخانه در نظر گرفته شود ، واضح است که “دین” به هیچ وجه معنی ندارد.

همه اینها مدتهاست که وجود دارد. تحریفات مذهبی نخبگان تا حد گپ و گفت دوستانه برای بهبود زندگی اخلاقی و احساسات درونی را می توان در دو فیلسوف آلمانی در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 یافت.

امانوئل کانت به این دلیل استدلال می کند که دین ارتدوکس در نهایت ربطی به آموزه ، آموزه ، دعا یا نماز ندارد. بلکه ایمان در مورد پرورش اخلاق بود. یک نسخه مشهور از آموزش کانت امروزه در معرض نمایش قرار می گیرد وقتی کسی می گوید: “مهم نیست که ما به چه اعتقادی اعتقاد داریم تا زمانی که ما افراد خوبی هستیم.”

فردریش شلایر ماخر ، معاصر جوان کانت استدلال می کرد که دین اساساً مجموعه ای از آموزه ها نیست ، بلکه احساس وابستگی مطلق یا به قول خود او “احساس و ذوق بی نهایت” است. فیلسوف بزرگ GWF هگل با اشاره به این جمله ، “اگر شلایرماخر راست می گوید ، سگ من مسیحی کامل است!” این احساس گرایی دین را به سخره گرفت.

حرف من این است که نسبی سازی آموزه طی دو قرن پیوسته پیشرفت کرده و به چیزی که امروز در هاروارد است تبدیل شده است. حتی اساسی ترین آموزه ها – اعتقاد به خدا – مهم نیست. بدیهی است که ما بدون آن می توانیم کاملاً “مذهبی” باشیم.

اما این بیش از حد پوچ است. من به عنوان یک کاتولیک معتقد به خدای متعال ، دانای کل و محبت هستم که تمام جهان را از هیچ به وجود آورد و اکنون آن را حفظ کرده و به سوی خود می کشاند. این خدا بنی اسرائیل را که قانون ، عهد ، نبوت و معبد خدا را هدیه داده بودند ، انتخاب کرد. با گذشت زمان ، او تجسم یک یهودی قرن اول به نام عیسی ناصری شد. عیسی ناصری بر روی صلیب رومی درگذشت و از مردگان برخاست ، و اکنون همه را تحت حاکمیت خود دعوت می کند.

درمورد همه چیز آنچه می خواهید بگویید. آن را تأیید کنید ، انکار کنید ، بحث کنید. بگو من دیوانه ام اما به خدا قسم این یک دین است. البته ، هر دین ادعاهای اعتقادی متفاوتی دارد ، اما حداقل وجود خدا را تأیید می کند. (من می دانم که برخی از فرقه های بودیسم ممکن است از این امر مستثنی باشند ، اما اثبات قانون یک استثنا است.)

من مطمئن هستم که اپستاین دوست خوبی است. من هیچ چیزی در برابر او ندارم. اما من می خواهم از همکاران شاید مذهبی او در هاروارد که او را انتخاب کردند ، بخواهم. کمی غرور نشان دهید روحانی بودن به عبادت خدا مربوط می شود. نباید خجالت بکشید.

رابرت بارون دستیار کارگردان در لس آنجلس است.

توییتر:BishopBarron

دیدگاهتان را بنویسید