مرزهای حادثه سینمای رکس مانع از آن می شود که هر کسی به شدت آن را بررسی کند


مرزهای حادثه سینمای رکس مانع از آن می شود که هر کسی به شدت آن را بررسی کند

میترا مهتریان کارگردان فیلم مستند «سینما رکس» در نشست نمایش و تحلیل این فیلم در سینماتک ایران گفت: بعد از آتش سوزی سینما رکس، مردم آبادانی هنوز به «بهبود عاطفی» نرسیده اند و آنها حق دارند یک روز تقویمی برای بزرگداشت این حادثه و قربانیان مطالبه کنند.”


به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم مستند «سینما رکس» به کارگردانی میترا مهتریا و صادق دهقانی روز پنجشنبه، مردادماه، همزمان با چهل و چهارمین سالگرد آتش سوزی سینما رکس آبادان به نمایش درآمد. 27 در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران.


پس از اکران فیلم توسط سیدرضا صائمی و سحر عصرازاد نقد و بررسی شد.


سید رضا صائمی در ابتدای این نشست با بیان اینکه موضوع حادثه سینمای رکس آبادان در دو سه سال اخیر و با انتشار کتاب «سینما جهنم» کریم نیکوناذر و مستندهایی درباره این اثر بیشتر مطرح شده است، گفت: این اتفاق در سینمای رکس آبادان بیشتر شده است. و گفت: دوستان زیادی در آبادان دارم و آنها سینما و فوتبال را دوست دارند. هست. وقتی این اتفاق در این شهر می افتد بسیار دردناک است. فیلمی که بعد از 44 سال باید برای مردم آبادان نوستالژیک باشد حالا به یک تراژدی تبدیل شده است. این تغییر حس، احساس اصلی من بعد از تماشای مستند «سینما رکس» بود.


مینا مهتریا نیز در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: از خانه هنرمندان ایران و انجمن منتقدان خانه سینما که شرایط اکران فیلم من را فراهم کردند، تشکر می کنم. آبادانی درست می گوید که آتش سوزی سینما رکس حداقل یک روز در تقویم ایران دارد.


وی در پاسخ به سوال صائمی درباره علت نوشتن عنوان فیلمش در قالب «سینما رکس» توضیح داد: این اتفاق سه نسل قبل، بعد و نسل سوم را تحت تاثیر قرار داده است. این اتفاق آنقدر رایج است که به نظرم عنوان فیلم در تیتراژ باید بر فضای خالی سینما در ذهن مردم آبادان تاکید کند. شاید در هر کشوری این اتفاق بیفتد، سینما تبدیل به موزه شود. سینه همه آبادان ها جای خالی این «سینه ما» را حس می کند.


صائمی ادامه داد: نحوه روایت فیلم از اجزاء به کل و یکی از خانواده مقتول برمی‌آید که جالب است. زیرا جنبه هایی از داستان را که ممکن است در هر موقعیت دیگری نادیده گرفته شود برای مخاطب توضیح می دهد و عواطف و احساسات را به رویداد پیوند می دهد.


مهتریس در مستند خود درباره انتخاب این فیلم خانوادگی گفت: خاطره خوبی از آبادان در سال 56 دارم. یادم هست 15 روز به دیدن یکی از اقوام می رفتیم و هر شب به سینما می رفتیم و در این مدت برادرم به دختری از آبادانی به نام گیتی علاقه مند شد. با هم نامه می نوشتند اما بعدها هیچ وقت گیتی را پیدا نکرد و من همیشه فکر می کردم گیتی هم از شهدای فیلم رکس است. تا این که چند سال پیش که در آبادان بودم و با برادرم صحبت می کردم، ناگهان این ماجرا را شنید و جرقه ای در ذهنم خطور کرد که تحقیقات میدانی برای ساخت فیلم را آغاز کنم. با همه از نسل های مختلف صحبت کردم، اما کمبود منابع داشتم، البته کتاب Kino elle اثر کریم نیکو نظر بعد از فیلمبرداری فیلم منتشر شد که تحلیل بسیار خوبی دارد. همچنین در آن روزها تماشای دادگاه در شبکه مستند به من کمک کرد و یافتن برادر حسین تکبعلی زاده و امثال او حاصل تحقیقات میدانی بود.


وی افزود: حادثه سینما رکس محدودیت‌هایی دارد که مانع از آن می‌شود که به شدت آن را بررسی کند و جلو برود. در این مستند هم به دنبال سرمایه گذار نبودم و در حین تحقیق به مستندی از عباس امینی برخوردم که عمداً نخواستم آن را ببینم تا تحت تأثیر آن فیلم نسازم.


این فیلمساز گفت: ساواک در سانحه سینما رکس آبادان نقش داشته و گفته می شود تمام اهالی تئاتر بر اثر سمی که قبل از آتش سوزی وارد سالن شده جان خود را از دست داده اند و گفتن حقیقت این فاجعه دامنگیر خانواده ها می شود زیرا در حداقل می فهمند که عزیزانشان در رنج هستند و نمرده اند. سه نفری که حتی تا به حال همدیگر را ندیده‌اند، اظهار می‌کنند که تمام افراد سالن به حدی خفه شده‌اند که ابتدا سم وارد سینما شده و سپس در آتش سوختند، چیزی که هرگز گفته نشده است. در هر جایی تا زمانی که بتواند برای بازماندگان شهید آرامش ایجاد کند.


مهتریان ادامه داد: در همه جای دنیا شهرهایی که ویرانی می بینند، یک دوره «تاب آوری» عاطفی دارند تا به مرحله «بازیابی عاطفی» و بهبودی برسند، اما آبادانی ها در این وضعیت اول باقی می مانند.


سحر عصر آزاد همچنین اظهار داشت: «سینما رکس» با فرض همسویی مینیمال شخصیت های بازمانده با سینما پیش می رود. بد نیست بگویم پدرم ارتشی بود و در سال های فاجعه سینما رکس در آبادان زندگی می کردیم. من بچه بودم و پدرم می گفت بعد از این حادثه شهر بوی گوشت سوخته می دهد و ما هنوز نمی توانیم مادرم را به راحتی به سینما ببریم و این تنها یکی از اثرات این فاجعه بر مردم و ترسی است که در آن ایجاد کرده است. مردم. انگار سینما پایانی ندارد..


وی افزود: با توجه به اینکه فرصت و شرایطی برای رفتن مستقیم به دل داستان کینو رکس وجود ندارد، رویکرد فیلمسازان به آن تاکنون هوشمندانه بوده است. تصور من این است که هر چه بیشتر از این رویداد دور شویم، نگاه هنری فیلمساز به آن آسیب شناسانه و ارزشمندتر می شود. در مستند سینه ما رکس کارگردان با استفاده از ابزار دقیق و درست به عواقب این فاجعه بر خانواده ها و ساکنان شهر با اشراف و آگاهی نگاه کرده است. این موضوع در مورد اولین خانواده متهم فاجعه و همچنین خانواده بازمانده صدق می کند و نافی تحلیل ها و خوانش های متفاوت مخاطبان فیلم نیست. این موضوع بر اهمیت فیلم به عنوان یک سند تاریخی می افزاید و امیدوارم نسل های آینده با اضافه شدن اسناد دیگر بتوانند این فاجعه را بهتر درک کنند.


صائمی همچنین توضیح داد: رویکرد خانم مهتریان به ماجرای آتش سوزی سینما در این مستند احساسی و جذاب بود. یادم هست همزمان با زلزله بما با خانم میترا فردوسی روانشناس گفت وگویی داشتم که می گفت تا سال ها بعد از زلزله همان لحظه های لرزش و تصادف در ذهن خانواده ها تکرار می شود. شاید این حس شبیه داستان سینما رکس آبادان برای خانواده های آسیب دیده باشد.


عصر آزاد تصریح کرد: در فیلم مستند «سینما رکس» با حجم زیاد مصاحبه ها و راش ها اطلاعات زیادی به مخاطب داده می شود و با پرهیز از شکل معمول مصاحبه و نمایش نمونه هایی از تصاویر متفاوت با محتوای گفتگو، همچنین دیدگاه جالب و چالش برانگیزی را در مورد اثر خلق شده توسط کارگردان ارائه می دهد. زیرا بسیاری از لحظات فیلم، افکار مخاطب را فراتر از دیالوگ های جاری می برد.


مهتریان در این خصوص گفت: حتی با موبایلم از آبادان عکس های زیادی از فیلم گرفتم و نگاه زیبایی شناختی ام به فیلم در جریان تحقیقاتم به وجود آمد. خود موضوع سینما رکس نیز تجربه ای از زندگی بوده که مرا به این نوع روایت سوق داده است، زیرا بسیاری از غم های ما هرگز گفته نمی شود و بعد از این فیلم من خودم دچار جراحات و حتی مشکلات حرکتی در پاهایم شدم. این فیلم می تواند مقدمه ای برای فیلم های آینده در مورد حادثه سینمای رکس باشد، من بارها تهدید و تذکر داده شده ام که وارد این موضوع نشوم، اما اکنون که این فیلم را روی اکران دیدیم، فکر می کنم این یک اتفاق بزرگ برای من است و قربانیان و خانواده های آنها خانواده رادمر در این حادثه 10 نفر از عزیزان خود را از دست دادند و این بسیار دردناک است. تلخ ترین قسمت این است که می گفتند سال ها در خانه آقای رادمره نه بسته بود و نه باز و همیشه نیمه باز بود. خانواده سازش اصلاً نمی خواستند در مورد فاجعه صحبت کنند و وقتی خانواده مسلمانی را که در فیلم از آنها صحبت می کنند پیدا کردم، فقط بلند گریه کردند و من هم بیرون آمدم و طاقت نیاوردم. در این شرایط حضور آقای دهگانی در کارگردانی خیلی به من کمک کرد.


خانواده مسلمان تنها خانواده ای بودند که توانستند بیشتر در اکران دادگاه سینما رکس شرکت کنند، زیرا برادرشان سرباز بود و در دستگیری تکبعلی زاده که پاداشی برای فیلم بود، شرکت داشت.


وی همچنین درباره بازی بابک خرمدین مستندساز فقید در این پروژه گفت: بابک خرمدین مشاور آقای دهگان بود و قسمت هایی از فیلم را دید. در این کار با یک تیم ساده کار کردیم اما زحمت کشیدیم. گفتگوی حسین مسلمی و آقای زارعی دیالوگ های فوق العاده ای داشت که به دلیل طولانی شدن مجبور شدم برخی از آنها را حذف کنم.


بخش بعدی این نشست به پرسش و پاسخ اختصاص داشت.


رضا صائمی درباره پایان این مستند گفت: این پایان درباره جریان جاری زندگی است.


یکی از حاضران نیز گفت: ممکن است خانواده های متهمی مانند تکبعلی زاده باشند که نیاز به همدردی دارند و باید به آنها رسیدگی شود.


مهتریان تصریح کرد: در قسمتی از فیلم گوزن ها که در زمان فاجعه سینما رکس روی اکران بود، بهروز ووشقی را به دنبال مواد مخدر می بینیم و به موازات آن در مستند برادر متهم به نام غلام تکبالی زاده را داریم که او را دنبال می کند. یک معتاد به مواد مخدر است و به دنبال مواد است، گوزن ها نشان دهنده سرگردانی مردم هستند. 40 سال پیش و ما هنوز هم پس از این همه سال آن هوس سرگردانی را داریم. اینکه این آتش سوزی توسط همسایه همسایه ما ایجاد شده، برای مردم آبادان بسیار دردناک است و باید ریشه های فرقه گرایی یا هر چیز دیگری که باعث این فاجعه می شود را پیدا کرد. ما همیشه نمی‌توانیم مقصر را در مستند پیدا کنیم، اما باید تمام برداشت‌ها و ظرافت‌های مستند را ببینیم و این امید به یافتن مقصر از مستند، این برداشت و لذت کار را مختل می‌کند. من ادعایی ندارم که با فیلمم انقلاب کنم، اما درباره «اسمش را صدا نکن» صحبت کرده ام و سعی کرده ام نگاهی انسانی داشته باشم.


انتهای پست/