خاطرات اولین بازی متس پس از 11 سپتامبر ، بازی خانگی مایک پیازا


این ادعا به عنوان گامی مهم در جهت بازگشت شهر نیویورک به حالت عادی پس از 11 سپتامبر اعلام شده است. اما هیچ چیز عادی در آن وجود نداشت.

اولین بازی ورزشی حرفه ای در شهر پس از حمله در جمعه شب عالی و آخرین عصر تابستان در ورزشگاه شی در 21 سپتامبر انجام شد. متس های رده سوم میزبان بزرگترین رقیب خود یعنی آتلانتا بروز برنده لیگ بودند.

من به برخی از بازی های بزرگ ، از جمله حتی کلاسیک های تاریخی سری جهانی ، رفته ام. اما من هیچ چیز را برای آنچه که در حال گذراندن آن بودم آماده نکردم و هیچ بازی قبل یا بعد از آن عمیقا در حافظه من حک نشده بود.

من با برادرم ری ، آتش نشان شهر نیویورک و Engine Co.، Ltd. در بروکلین کار می کنم. 280/شرکت نردبان با دو عدد از 132 خود (معروف به “چشم طوفان”) به توپ پیوست. هر سه آتش نشان هفته گذشته را در “توده” Ground Zero گذراندند و بیهوده در جستجوی بازماندگان بودند ، از جمله هفت نفر از آتش نشانان Crown Heights خود. آنها از نظر جسمی و روحی خسته شده اند و آماده اند تا خود را در یک بازی بیس بال از دست بدهند.

وقتی از پارکینگ تا دروازه ورودی راه می رفتیم ، از صف های کند حرکت هواداران که به نظر می رسید یک ربع مایل طول کشیده بود ، گیج شده بودیم. این اولین سرنخی بود که 11 سپتامبر نحوه حضور آمریکایی ها در رویدادهای ورزشی زنده را برای همیشه تغییر داد. مأموران امنیتی هر کیسه ای را بررسی کردند ، به هر پنکه دست زدند و با فلزیاب دستی مردم را دور زدند.

ما صندلی های خود را گرفتیم و سرمان را بلند کردیم تا تک تیرانداز NYPD را از تیرهای دور شیا ببینیم. اول باحال دیگه

جمعیت و آسمان به طرز نگران کننده ای ساکت بودند. Shea به خاطر طرفداران بلند و هواپیماهای بزرگتر که در فرودگاه نزدیک LaGuardia سر و صدا می کردند مشهور بود. پرواز از مناطق پرجمعیت از 11 سپتامبر ممنوع شده است.

در آن زمان فرض بر این بود که نیویورک و اهداف پرجمعیت هنوز در دید تروریست ها زیاد هستند. قبل از اینکه MLB ، که سه بازی خانگی متس را در اوایل این هفته به پیتسبورگ منتقل کرد ، تصمیم گرفت بیس بال را به نیویورک بازگرداند ، جنجال زیادی ایجاد شد. و همه آن بازی در آن شب سطح خاصی از ریسک را داشتند. آنها همچنین بیانیه می دادند. نیویورکی ها تسلیم ترس نمی شوند و اجازه نمی دهند تروریست ها شیوه زندگی ما را تغییر دهند.

در 21 سپتامبر 2001 ، ورزشگاه شی به طرز فوق العاده ای تاریک بود زیرا اولین پاسخ دهندگان اولین توپ های خود را پرتاب کردند.
در 21 سپتامبر 2001 ، ورزشگاه شی به طرز فوق العاده ای تیره و تار بود زیرا اولین پاسخ دهندگان اولین توپ های خود را پرتاب کردند.
چارلز ونزلبرگ از نیویورک پست

چنین فکر سنگینی هرگز قبل از چنین چیزهای کوچکی مانند بیس بال به ذهنم خطور نکرده بود.

مسابقه قبل از بازی وحشتناک بود. اکثر 41،235 شرکت کننده نمی دانستند چه چیزی باید انتظار داشته باشد و چگونه عمل کنند. جمعیت فریاد می زدند: “آمریکا! آمریکا!” هر دو تیم دوگوت را ترک کردند و در امتداد خطوط اصلی خود صف کشیدند. این فقط در روز افتتاحیه یا بعد از فصل اتفاق می افتد.

دوربین ها چهره بازیکنان بیس بال را اسکن کردند و تصاویر آنها بر روی یک صفحه غول پیکر در وسط میدان ظاهر شد. مایک پیازا ، ستاره گیر متس ، سخت در تلاش بود تا آرامش خود را حفظ کند. کارگردان بابی ولنتاین با گفتن “تشویق کردن مشکلی ندارد” جمعیت را تشویق کرد.

اما من هرگز چهره چیپر جونز ، نفر سوم پایه Braves را فراموش نخواهم کرد. من مانند بسیاری از طرفداران مت ، از این ورود نامناسب سالن مشاهیر متنفر بودم و از قاتل مت متنفر بودم. او در Shea موفقیت های بزرگی کسب کرد و یکی از پسرانش به نام ballpark نامگذاری شد.

وقتی جلوی اشک هایش را می گرفت چشمانش گرم می شد و لب پایینش می لرزید. این نمایش دلسوزانه ای برای شهر بود که همیشه با او به عنوان یک دشمن رفتار می کرد. من در آن لحظه طرفدار چیپر جونز شدم.

شیون غارنشین ساکت ماند و گلی ها بشدت فریاد زدند و ملوانان با لباس های سفید راهپیمایی آهسته خود را در خط میانی آغاز کردند و پرچم های بزرگ افقی آمریکا را در دست داشتند.

در حالی که شهر عزاداری می کرد و شفا می یافت ، متس به طرفداران دلیل رپ شبانه می داد.
در حالی که شهر عزاداری می کرد و شفا می یافت ، متس به طرفداران دلیل رپ شبانه می داد.
چارلز ونزلبرگ از نیویورک پست

راهپیمایی رسمی دیگری برگزار شد و تشویق ها شروع شد. دهها آتش نشان ، پلیس ، امدادگران و دیگر قهرمانان مقامات شهری در کنار خدمه نشستند و دستان خود را بر روی Old Glory گذاشتند.

به یاد دارم که فکر می کردم: “چند نفر از این افراد همکار ، برادر ، شوهر یا همسر خود را از دست داده اند؟”

شروع کردم به گریه کردن. خجالت زده به اطراف نگاه کردم تا ببینم همه ، از جمله همکارانم ، اشک هایشان را پاک می کنند.

دیانا راس آهنگ “خدا برکت بده آمریکا” را خواند. جمعیت هر نت را پذیرفت. اولین بار بود که آن آهنگ را در یک روز ورزشی می شنیدم. در حال حاضر تقریبا اجباری است.

برخی از جزئیات بازی به مرور محو شده است. اما این موارد در مقایسه با وسعت چیزی که از دست داده ایم و کاتاریز ملی بزرگی که از نزدیک تجربه کرده ایم اندازه گیری نمی شود. این یک بازی فشرده و کم گل بود.

در قسمت 5 ، از پله ها بالا رفتم تا آبجو بیشتری بخرم. اما وقتی به امتیازات رسیدم ، به من گفتند که همه رفته اند. استند بعدی نیز فروخته شده است. من غش کردم. در اواسط بازی یک استادیوم بزرگ آبجو تمام شد. طرفداران در حال نوشیدن بودند انگار در ایرلند بیدار شده بودند. برخی برای فراموش کردن ، برخی برای نان تست برای کسانی که از دست داده ایم ، اما به نظر می رسد اکثر آنها در حال تجدید حیات خود هستند.

وقتی لیزا مینلی “نیویورک ، نیویورک” را در انتهای هفتم می خواند ، جمعیت غرش کرد.

شجاعان در انتهای هشتم گلزنی کردند تا 2-1 پیش بیفتند. به نظر می رسید امیدها برای پایان یک افسانه در یک شب خاص در حال محو شدن است.

در حالی که یکی بیرون و دیگری در انتهای اینینگ قرار داشت ، پیازا پا به پای خانگی گذاشت. به نظر می رسید که او بیشتر از اکثر بازیکنان تحت تأثیر 11 سپتامبر قرار گرفته است. احتمالاً به این دلیل که من در یک آپارتمان نه چندان دور از Ground Zero زندگی می کردم.

همانطور که فیلمنامه پیش می رود ، تالار مشاهیر آینده به خانه ای بلند و شبانه رسید و متس با برتری 3-2 پیش رفت و آنها تسلیم نشدند. هذیان جمعیت را پر کرد. پیازا معمولاً رواقی مشت خود را در اطراف پایگاه اول چرخاند ، زیرا می دانست هدیه ای به نیویورک داده است که هرگز فراموش نخواهد کرد.

در طول این سالها ، چندین بازیکن Braves ، از جمله جونز ، به میدان آمده اند و می گویند این یکی از بازی های بازنده دوران حرفه ای او است. جان اسمولتز این را به بهترین وجه توصیف می کند. “این واقعا شبیه یک بازی بود ، نه یک بازی. شفا بخش بود. ”

دیدگاهتان را بنویسید