جامعه زمانی بهتر می شود که هر یک از ما بهتر شویم


جامعه زمانی بهتر می شود که هر یک از ما بهتر شویم

یادگار امام با تاکید بر اینکه امام حسین(ع) و یارانش گرانبهاترین دارایی خود را بخشیدند تا مردم از ضلالت و از روی جهل نجات پیدا کنند، گفت: اگر می خواهیم حسین باشیم باید به جای دیگران بایستیم. دولت با مردم، مردم با مردم، رئیس با کارمند باید این قاعده را رعایت کنند. در این صورت، اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید و می‌خواهید شخص دیگری آن را با شما انجام دهد، آن را انجام دهید.


به گزارش ایلنا، حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی ظهر امروز در مراسم عزاداری اولین روز از ماه محرم در حسینیه جماران، پایان ماه عزاداری سالار شهیدان را تسلیت گفت. : خداوند متعال جان باختگان سیل اخیر که در این بلای طبیعی جان باختند را عنایت فرماید. برای مجروحان و بازماندگانشان رحمت و مغفرت و برای مجروحان و بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.


یادگار امام سپس در مورد مسائل مربوط به عاشورا گفت: شاید مهمترین مسئله در بحث عاشورا، محرم و قیام سیدالشهدا(ع) پیگیری و بررسی علت وقوع آن باشد. این دلیل را می توان از چند جهت بررسی کرد. یکی اینکه چی شد، شد؟! 50 سال از رحلت پیامبر (ص) می گذشت که این اتفاق افتاد. یعنی مدت زیادی نگذشته بود، اما بعد از پیامبر(ص) انحرافی رخ داد که به شکل فاجعه باری در دولت اموی به اوج خود رسید و در شخصیت یزید نمود پیدا کرد.

وی با بیان اینکه تلخ ترین حادثه ای که در این مدت می تواند اتفاق بیفتد، ماجرای کربلاست، تاکید کرد: واقعه کربلا موضوع کمی نیست؛ بلکه ماجرای کربلا اتفاق افتاده است. گاهی آنقدر تکرار کرده ایم که ذائقه مان اقتضا نمی کند. این در حالی است که صرف نظر از مسائل شرعی، تمام آبروی اعراب مدیون پیامبر (ص) است و همه کسانی که به جنگ سیدالشهدا (علیه السلام) آمده بودند، همان نماز ظهر را خوانده بودند که طبق گفته اهل سنت در تشهد فرموده اند: «صلوات الله علیه و آله و سلم». در عین حال یک نفر نماینده «خاندان پیامبر (ص)» است و آن حسین بن علی (علیه السلام) است که در مقابل او ایستاد و او را کشت. سپس با خانواده و جنازه او در این شرایط برخورد کردند.

سید حسن خمینی با اشاره به اینکه بُعد دوم بررسی واقعه عاشورا «چرا حسین بن علی (علیه السلام) قیام کرد و قیام کرد» است، گفت: در طول تاریخ دو نظر در این زمینه وجود داشته است; یکی اینکه این یک وظیفه شخصی برای او بوده و هیچکس نباید این کار را دنبال کند و الگو باشد. مانند آنچه در مسیحیت برای حضرت عیسی (ع) رخ داد و معتقدند که عیسی (ع) همان است که به دار آویخته شد; یا مانند داستان ابراهیم علیه السلام هیچکس حق ندارد مانند او سر فرزندش را ببرد و داستان فقط درباره ابراهیم و اسماعیل است.

وی یادآور شد: در زمان صفویه عده ای می گفتند که سیدالشهداء علیه السلام همان نقش عیسی علیه السلام را داشته است; یعنی همان طور که عیسی (در جامعه) به این دنیا آمد و رنج کشید تا هر کس گناه می کند در آخرت از پل صراط عبور کند، سیدالشهدا (علیه السلام) نیز چنین نقشی دارد; او آمد تا هر که بر او گریه کند آمرزیده شود. صفویان بر این برداشت تأکید داشتند تا ثابت کنند که خون حسین (علیه السلام) فدیه پاک کردن گناهان مردم است. بعد از آن به این نتیجه رسیدند که هر کاری می خواهی بکن، بعد بگو یا حسین(ع) مشکل حل می شود! بر اساس این درک عاشورا، هیچکس نمی تواند از این واقعه درس بگیرد.

یادگار امام تاکید کرد: اما وقتی به سیر تاریخی مسئله عاشورا نگاه می کنیم، می بینیم که اینطور نیست. یعنی نه ائمه ما به عاشورا اینطور نگاه می کردند و نه بزرگان ما چنین اعتقادی داشتند و دین ما آن تصور شهادت را برای یک نفر نمی دهد و اساسا کفاره دیگران را نمی پذیرد. همان گونه که امام سجاد علیه السلام روزی گریه کرد و فرمود، خداوند متعال فرمود که آتش برای افراد بد است; حتی اگر حاکم قریش باشد; و بهشت ​​برای مردمان نیکوکار است اگر چه غلام حبشی باشد.

وی یادآور شد: حضرت امام (ره) مانند همه انبیا و اولیای الهی به صراحت می فرمایند; هدف، آرمان، علت و هدف قیام سیدالشهدا (علیه السلام) «دعة اللّه» و «دعوت به توحید» بود. این دو با هم فرق دارند. خیلی وقت ها می توانی خدا را قبول کنی ولی موحد نباشی. این بدان معناست که شما قبول دارید که خدا وجود دارد، اما معتقدید که خدایان دیگری نیز وجود دارند. فرق مشرک با کافر در این است که کافر خدا را اصلا قبول ندارد ولی مشرک خود را شریک خدا می کند.

سید حسن خمینی گفت: امام می فرمایند این دعوت به توحید اگر برای «تشکیل حکومت عادلانه» و «نفی ظلم» باشد در زندگی انسان مؤثر می شود. امام صادق علیه السلام در زیارت اربعین وقتی می خواهد سیدالشهداء علیه السلام را معرفی کند، می فرماید گرانبهاترین مال خود را داد تا مردم از گمراهی نجات یابند و از جهل رهایی یابند.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود «حق» را از مصادیق توحید دانست و تصریح کرد: حقانیت تعاریف مختلفی دارد و در اصل این مفهوم یکی از احمقانه ترین و مشکل سازترین مفاهیم بشری است. عده ای عدالت را به معنای برابری می دانند و عده ای از تعریف ارسطویی استفاده می کنند و می گویند عدالت به معنای «قرار دادن هر چیزی در جایی که باید باشد». اما آخرین تعریف از عدالت که مردم فکر می کنند جدید است «عدالت به مثابه انصاف» است. یعنی اگر می خواهی ببینی عدالت چیست و چه چیزی عدالت نیست، به این دو قانون گوش کن: «آنچه را برای خود می پسندی، دیگران می پسندی و آنچه را برای خود نمی پسندی، دیگران هم نمی پسندند».

یادگار امام تصریح کرد: در وصیت نامه مالک که امیرالمومنین علیه السلام به مالک خطاب می کند که «حاکم اسلام با مردم چگونه رفتار کند» دقیقاً می فرماید: «عدالت عدل است و فقدان آن ظلم است. ” در واقع انصاف عدالت است. حقیقت این است که اگر تو جای من بودی و من جای تو بودم، آیا همین کاری را می‌کردم که الان می‌کنم؟! همه باید این را قانون ایده آل خود قرار دهند. برای رسیدن به این درک، انسان بیش از هر چیز به «تخیل» نیاز دارد; انسان باید تخیل قوی داشته باشد تا بتواند خود را در جای دیگری قرار دهد.

وی تاکید کرد: گاهی باید از لباس خود در بیایید و در کفش طرف مقابل بنشینید. انگلیسی ها تعبیر معروفی به نام کفش های داستایوفسکی دارند و می گویند هر وقت خواستی در مورد راه رفتن کسی صحبت کنی، مدتی با کفش او راه برو. این صداقت است. اونوقت اگه انصاف بود همه با هم مهربون تر بودن و بهتر انتقاد میکردن.

سید حسن خمینی در پایان گفت: اگر می خواهیم حسین (ع) باشیم باید خود را به جای دیگران بگذاریم. دولت با مردم، مردم با مردم، رئیس با کارمند باید این قاعده را رعایت کنند. در این صورت، اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید و می‌خواهید شخص دیگری آن را با شما انجام دهد، آن را انجام دهید. اگر اینگونه بودیم قدمی در راه عدالت برداشتیم. جامعه زمانی بهتر می شود که هر یک از ما بهتر شویم. پس اگر در راه بهتر شدن گام برداری، گامی در جهت بهبود جامعه است. اما اگر منتظر کسی هستید که بالای تپه ها بیاید و این مکان را درست کند و شما همان آدم بدی هستید که هستید، در اشتباهید.


انتهای پست/