برهما ساتیا ریکی – مفهومی موفقیت آمیز برای شفا و تندرستی کامل

برهما ساتیا نام خود تکامل یافته برای یک مسیر معنویت کاربردی است. این سیستم به مطالعه عمیق و تمرین اصول برادری و عشق جهانی مربوط می شود. این امر سلامتی، دانش، حقیقت، اعتماد و رشد درست را از طریق استفاده فعال از انرژی هسته جهانی که به طور طبیعی جریان دارد، گسترش می دهد. این انرژی هسته جهانی شیوا-شاکتی نامیده می شود. این انرژی اصلی بسیار متعادل است که اساس دستیابی به هدف خود تحقق یافته سلامت کامل مربوط به بدن، ذهن و روح را تشکیل می دهد.

سیستم برهما درگیر ارائه آموزش ها، خدمات و محصولات معنوی با کیفیت است. این آموزش ها، خدمات و محصولات از طریق اینترنت و مراجعه مستقیم مربیان خبره و خود بنیانگذار در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.

سیستم برهما ساتیا بر استفاده عملی از مفاهیم معنوی خود در زمینه‌های مختلف نیازهای واقعی مرتبط با سلامت جسمانی (مزمن، حاد، غیرقابل درمان، عفونی، اورژانسی یا حتی افزایش زیبایی)، تعادل عاطفی و روانی و تندرستی (خشم، بی‌تابی، اضطراب، ترس، نگرانی، افسردگی، پرخاشگری، رفاه، طمع، حافظه، تمرکز، آرامش، شادی، روابط، کار، شغل، تجارت، بی قراری، آرامش یا حتی تحصیل) و رشد معنوی (تأثیرات نجومی، مدیریت هاله، پالایش چاکرا، همسویی بودن، برکت اجدادی، انحلال کارمایی، عروج و تحقق خود).

ماموریت:

بیدار شدن درک فردی برای شناخت وحدت موجود در درون همه خلقت. و بنابراین سهمی واقعاً ارزشمند در ایجاد پویایی مطمئن در هر فردی داشته باشید که همچنان نور عشق و حقیقت دلسوزانه را به درستی ایجاد و ساختارهای مستحکم سلامت کامل جهانی را برای یک نفر و همه ایجاد و استقرار دهد.

چشم انداز: این خیلی اتفاق می افتد، هر لحظه!

بیا با ما باش! در این حرکت نور و عشق! به ما در گسترش سیستم برهما ساتیا کمک کنید!

از طریق درس های یادگیری؛ خدمات مراقبت؛ و، محصولات سودمند

برهما ساتیا – نشانه گذاری یک شروع جدید از طریق مفاهیم اصلی

برهما ساتیا در 7 آگوست 1997 حدود ساعت 03:30 صبح در دورگ، چاتیسگار در هند، در خلسه عمیق مانند حالت های مراقبه تکامل یافت، در نتیجه نزول انرژی شیوا-شاکتی که از طریق بدن من هدایت شد و خود را به من نشان داد. و با آن بینش عمیق وجود و انرژی های اولیه.

از اواسط تیرماه 97، برنامه‌های من به شدت فشرده شده بود و موقعیت‌های غیرقابل کنترلی پیش می‌آمد که از یک طرف مجبور بودم کارهای اضافی و مسئولیت‌های زیادی را تحمل کنم و از طرف دیگر، تنها بودم. در درد عمیق در این دنیا این دوره ای بود که به دلایلی خواب و استراحت از من طفره رفت. این تجربه تحقق را در شب 15 مرداد 97 داشتم که هیچ تفاوتی با شب های گذشته نداشت. طبق معمول، از نظر جسمی، عاطفی و حتی ذهنی خسته می‌شدم، و مدام در حال چرخیدن بودم و سعی می‌کردم به نوعی بخوابم. به نظر می رسید گلویم خشک شده بود و اغلب مجبور بودم برای نوشیدن آب از جایم بلند شوم. در این دوره به طور غیرعادی عرق می کردم. نمی دانم تا کی این همه ادامه داشت. بالاخره انگار هیچ قدرتی برای خوابیدن نداشتم. تمام کاری که انجام می‌دادم این بود که در حالت بیدار و خالی روی تخت دراز کشیده بودم و کاملاً از اطراف و خودم غافل بودم. ناگهان صدایی به نظر می رسید که به من می گفت: “الان ساعت 3:30 صبح است، برهما محرتام اکنون شروع می شود.”

بلافاصله، من افزایش شدید گرما را در درونم تجربه کردم و می‌توانستم جریان انرژی بسیار قوی را در سراسر بدنم، درون و اطراف احساس کنم. تمام بدنم تحت تاثیر این ارتعاشات شدید به نوعی می لرزید. می‌توانستم لرزش‌هایی را که روی تخت تأثیر می‌گذارد احساس کنم، زیرا به نظر می‌رسید که می‌لرزد. مثل قبل به شدت عرق می کردم و حتی می توانستم احساس کنم که تشک تماماً از عرق خیس شده است. به زودی، در تاریکی، درخشش مهیبی از درون من و اطرافم می پیچید. نور طلایی درخشانی اطرافم را فراگرفته بود و گسترده می شد. درخشان ادامه یافت و در این نور طلایی بسیار شگفت انگیز بود. این نور طلایی تمام وجودم را فراگرفته بود و آرام آرام در درونم ادغام شد. با این حال، من افزایش بیشتری از گرما را تجربه کردم و لرزش بدنم تقویت شد. یک کره درخشان و درخشان سفید از نور ظاهر شد و در سرم فرود آمد و همزمان بدنم را فرا گرفت. پس از مدتی، همه اینها حل شد و من در آن زمان سعادت را تجربه می کردم، دوباره از اطراف غافل بودم.

سپس صدایی شنیدم که به من گفت این تجربه را ثبت کنم و این یک شروع تازه است و باید تجربیات بیشتری را در زمان مناسب دنبال کنم. صدا در ادامه گفت: «آهام ساتیاسمی، آهام شبداسمی، آهام برهماسمی» یعنی «من حقیقت هستم، من کلمه هستم، من جهان هستم». دوباره تکرار کرد: “این تجربه را ثبت کنید. ممکن است در پایان آن را به خاطر نیاورید. هر زمان که اکنون شروع به ضبط کنید، کلمات صادقانه جاری می شوند.” صدا در ادامه گفت: “نیلوفر آبی و آمریت عدالت و نور را ایجاد می کنند، نور هنگامی که به ناکشاتراها، سطوح شیوا-شاکتی می رسد، گسترش می یابد و بر کل زمین تأثیر می گذارد.” سپس صدا به توضیح مفاهیم انقلابی جهان پرداخت و جنبه های مختلف شفا را به شیوه ای ناشناخته توضیح داد. قبل از جدایی، صدا گفت: “در حال حاضر روی تمرین مفاهیمی که به شما گفته شده تمرکز کنید. در زمان معین، شما مطابق با آن هدایت خواهید شد.”

بعد از این شاید من به حالت خلسه رفته بودم. صبح روز هفتم مرداد 97 حوالی ساعت 6:30 صبح در ناباوری نسبت به اتفاقات قبلی بیدار شدم. اما پس از آن، تشک هنوز کاملاً خیس و خیس بود. من متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده است، اما فقط آنطور که به من دستور داده شده بود، رویداد را ضبط کردم. در تمرین درمانی خود، در خود 7 آگوست متوجه تغییر شدیدی شدم. این تغییر آنقدر خارق العاده بود که متقاعد شدم که اتفاقی منحصر به فرد برای من افتاده است. نمی دانستم چیست، اما می توانستم به کلمات صدایی که اعلام کرده بود شروعی تازه است اعتماد کنم.

من تجربه دیگری مشابه تجربه قبلی در 7 آگوست در 11 سپتامبر 1997 داشتم. این بار برای جمع کردن تجربیات قبلی این بود که تشکیل و جریان حباب ها را در کل بدنم تجربه می کردم. همزمان، صدای بسیاری از ناقوس های بزرگ را می شنیدم که به شدت به صدا در می آمدند و ناداهای کیهانی ایجاد می کردند. این تجربه شامل احساسات خلسه‌آمیز لذتی بسیار زیاد و درد شدید به طور همزمان بود. ستون فقرات کامل در این تجربه متزلزل شد. در این تجربه بود که صدا برای اولین بار اعلام کرد – “این از این پس برهما ساتیا خواهد بود” و سپس به شرح و توضیح جزئیات بیشتر ادامه داد.

“دیپاک هاردیکار” – همچنین به عنوان شری آگناپوشپنجال شناخته می شود

بنیانگذار برهما ساتیا

رژیم لاغری سریع