آزاد از غم و درد من

عمل شما چه تاثیری بر اطرافیانتان دارد؟ درد به هر شکلی می تواند اعمال شما را تغییر دهد. درد و افسردگی مزمن جسمی بخشی از گذشته و حال من است. وقتی 15 ساله بودم، احساس افسردگی و تنهایی می‌کردم و حتی با وجود اینکه در ورزش و فعالیت با دوستانم بودم، احساس می‌کردم که در حال انجام این حرکت هستم. هرچه بیشتر عقب می‌کشیدم برای مردم راحت‌تر می‌شد که انگار آنجا نبودم از کنارم رد می‌شدند. نمیفهمم چی شد خوشحال بودم و بیخیال بودم و بعد نبودم. هر چقدر هم که سعی کردم از حال و هوای خودم خارج شوم، هر چه بیشتر من را درگیر می کرد. به نظر می رسد اکثر دوستان من در صدر جهان هستند.

روزها می گذشت و من احساس می کردم که هیچکس نمی تواند مرا یا احساسم را درک کند. من در همان زمان کلاس هنر را شروع کردم و استادم آقای هلر مرا با دنیای جدید هیجان انگیزی آشنا کرد. آقای هلر بدون اینکه بدانم چشمانم را به دنیایی فراتر از مداد رنگی و کتاب های رنگ آمیزی باز کرد. این زندگی من را نجات داد، من همیشه طراحی می‌کردم و حالا کسی را داشتم که به من نشان دهد چگونه به اعماق درونم بروم و آن احساسات را بیرون بیاورم و روی کاغذ و بوم بیاورم. آقای هلر وقت گذاشت و به طرفی از من توجه کرد که فریاد می زد و چهار سال دبیرستانم از آنجا گذشت. همه چیزهایی را که آقای هلر تدریس می کرد، یاد می گرفتم. این به من اعتماد به نفس داد و از یادگیری چیزی که واقعاً به آن علاقه مند بودم خوشحالم کرد.

عشق به آموزش هنر چیزی است که به طور طبیعی برای او اتفاق می افتد و برای من نجات دهنده زندگی است. آقای هلر هرگز نپرسید که من چگونه هستم یا چه چیزی اشتباه است، علاقه او به توانایی من در به کار بردن آنچه او تدریس می کند و استفاده از آن برای بیان خودم بود. می‌توانستم احساساتم را بیان کنم و تا زمانی که چیزی زیبا خلق می‌کردم از غم و اندوهم رهایی یافتم.

افسردگی تنها یکی از احساس یا فقدان احساساتی است که در طول زندگی خود با آن مواجه می شویم. زمانی که در مدیریت درد بودم، یاد گرفتم که چگونه ابزارهایی که من به عنوان یک هنرمند دارم می‌تواند به دیگران کمک کند، همانطور که آقای هلر به من کمک می‌کند. من سال‌ها در کتابخانه عمومی‌مان کلاس‌های هنری رایگان به بچه‌ها آموزش می‌دهم و می‌توانم ببینم ذهنشان روشن می‌شود و از چشمانشان غرورشان را نشان می‌دهند و آنچه را که به دست آورده‌اند نشان می‌دهند. دانش‌آموزانی که سال به سال برمی‌گردند متوجه می‌شوند که این جا دور است و می‌توانند فرار کنند. من می دانم که برای یک واقعیت از زمان آنها می توانم در نحوه نگاه آنها به جهان تفاوت ایجاد کنم.

اگر احساس آبی دارید یا پر از دردی هستید که به نظر می رسد پایانی ندارد، می توانید کاری خلاقانه انجام دهید تا ذهن خود را در مکانی متفاوت قرار دهید. مکانی که می تواند شما را از درد رها کند، اگر چه برای مدت کوتاهی، اما مراقب باشید، بسیار اعتیاد آور است. هر چه بیشتر انجام دهید، بیشتر می خواهید انجام دهید. با جستجوی کلاس هایی شروع کنید که می توانند چیزی را به شما بیاموزند که از آن لذت ببرید مانند بافندگی، طراحی یا نقاشی. با انجام کاری خلاقانه می توانید از نظر ذهن، بدن و روح به یکدیگر نزدیکتر شوید. کلاس‌هایی را در اینترنت، تلویزیون، فروشگاه‌های صنایع دستی پیدا کنید یا هنرمند محلی را پیدا کنید که تدریس می‌کند.

هیچ راه درست یا نادرستی برای خلاق بودن وجود ندارد و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران اثر مثبتی بر روی هرکسی که تغییر را در شما تجربه می کند، به جا می گذارد. من می دانم که کار می کند و تا زمانی که به یاد دارم نور درخشانی در زندگی من بوده است. هنر من را در دوران سختی در زندگی ام گذرانده است و ابزاری است که برای مدیریت درد به من کمک می کند.

هنر درمانی می تواند برای واداشتن اعضای خانواده به بیان احساساتشان استفاده شود. می توانید با قرار دادن رنگی که به بهترین وجه احساس شما را توصیف می کند شروع کنید و از آنها بخواهید همین کار را انجام دهند. این امر باعث می شود که ارتباط همه را درگیر کند. تعداد زیادی اشیاء تصادفی را در یک جعبه قرار دهید، از همه بخواهید از جعبه بیرون بیاورند تا مجسمه ای بسازند و لذت ببرند. مجسمه ای بسازید که توصیف کند چه چیزی را تجربه می کنید و چه احساسی در شما ایجاد می کند. از یک مداد رنگی یا نشانگر و یک تکه کاغذ برای ایجاد یک خط متحرک استفاده کنید، حتی یک خط خط می تواند به توصیف درد شما کمک کند.

هنر ذهن شما را از افسردگی، درد، فقدان رها می کند و به شما ابزارهایی می دهد تا ذهن خود را باز کنید و آن را به تمرکز بر چیزی غیر از دردی که در آن هستید هدایت می کند. به اشتراک گذاشتن آنچه ایجاد می کنید با افراد خانواده تان باعث می شود که این مسیر باز شود. ارتباط درک بهتری از آنچه که هر یک از شما در حال گذراندن آن است به ارمغان می آورد. گاهی اوقات ما آنقدر درگیر نیازهایمان هستیم که فراموش می کنیم دیگران ممکن است در برخورد با مسائل مشکل داشته باشند و ما فقط یکی از آنها باشیم.

من به چسبیدن به چیزها فکر می کنم زیرا افکار کوشا فقط به فراوانی گرایش دارند، اما هرکسی که بی تاب است و عجله می کند فقط به خواستن می رسد. امثال 21:5

همانطور که در قلبم فکر می کنم، من هم هستم. امثال 23:7

رژیم لاغری سریع